حرفی از جنس همه چی
شنبه 14 اردیبهشت 1387

من و شازده کوچولو

شنبه 14 اردیبهشت 1387

نوع مطلب :
نویسنده :مژده

شازده کوچولو پرسید :عشق یعنی چی؟نه این بار شازده کوچولو هیچ سوالی نپرسید .این دفعه من پرسیدم عشق یعنی چی؟شازده کوچولو ساکت موند.اما من دو باره تکرار کردم عشق یعنی چی؟شازده کوچولو که حالا دیگه بزرگ شده بود یه کم فکر کرد و گفت عشق ...خب منم یه زمانی عاشق بودم .عاشق گل سرخ سیاره کوچیک خودم ...اما خب اون گل واسم خیلی ناز میکرد . فکر میکرد خیلی قشنگه.اما خب من اومدم اینجا تا ازش انتقام بگیرم .تا بهش نشون بدم دیگه کسی تو اون سیاره نیست که هر روز بهش اب بده .دیگه کسی نیست که هر شب سرپوش بزاره تا نسیم اذیتش نکنه . من پرسیدم انتقام یعنی چی؟اما شازده کوچولو که حالا بزرگ شده بود بازم جوابی نداد .من بازم پرسیدم انتقام یعنی چی؟اخه من عادتمه تا کسی جوابمو نده بازم سوال می پرسم.شازده کوچولو که حالا دیگه بزرگ شده بودو رفته بود تو کار بیزینس با بی حوصلگی جواب داد یعنی اخر هر عشقی یه نفرتی هست .بعدشم گفت ااااه چه قدر تو سوال می کنی من خیلی کار دارم خیلی .من گفتم خب تو واسه چی این قدر کار میکنی؟شازده کوچولو که حالا دیگه بزرگ شده بود گفت :خب معلومه که پول در بیارم.من دوباره سوال کردم :خب این همه پول به چه دردیت میخوره ؟تو که دیگه عشقی نداری؟دیگه گلی نداری ؟اما شازده کوچولو که حالا دیگه بزرگ شده بودو رفته بود تو کار بیزینس گفت بابا عشق کیلو چنده؟بیا امشب یه پارتی ببرمت اونوقت میفهمی عشق یعنی چی؟
اینجوری شد که شازده کوچولو دیگه شازده کوچولو نبود...






شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic