حرفی از جنس همه چی
شنبه 21 اردیبهشت 1387

بی هویت(قسمت اول)

شنبه 21 اردیبهشت 1387

نوع مطلب :
نویسنده :مژده

دختر مثل همیشه خودش رو جلوی اینه دید .انگار پاهاش ناخوداگاه بدنش رو روبروی اینه میبرد.

به عکس خودش توی اینه زل زده بود.اما انگار هیچ چیز این عکس به اون شباهت نداشت.زیر چشمش سیاه و کبود شده بود.صورتش از همیشه رنگ پریده تر به نظر میرسید.به یاد دو روز پیش افتاد.یهو تمام دردا و بدبختیایی که تو این دو روز کشیده بود از یادش رفت.به یاد مسعود افتاد.

چه قدر عاشقش بود.انگار همه ی خوبی های دنیا تو این پسر خلاصه شده بود.بهترین روز عمرش وقتی بود که تونسته بود با پول تو جیبی کمی که داشت واسه تنها عشقش یه ادکلن بگیره.چقدر اون روز بهش خوش گذشته بود.بعد از اون روز مسعود همیشه از اون ادکلن  استفاده میکرد.چقدر دلش واسه عطر تن تنها عشقش تنگ شده بود.وقتی میخواست اسم دختر رو صدا بزنه لبش غنچه میشد.دختر همه ی این جزئیات رو به یاد داشت .مثل اینکه پسر روبروش ایستاده باشه.

....

ادامه دارد

پ.ن:این اولین پست ۲ قسمتی هست که توی وبلاگ میزارم.




سارا
سه شنبه 24 اردیبهشت 1387 10:05 ق.ظ
سلام چطوری میگم چرا هنوز قسمت دوم داستانت رو نمی نویسی ما منتظریم


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات