تبلیغات
حرفی از جنس همه چی - زندگی ادامه داره
حرفی از جنس همه چی
دوشنبه 3 تیر 1387

زندگی ادامه داره

دوشنبه 3 تیر 1387

نوع مطلب :
نویسنده :مژده

جزوه زبان کف اتاقم ولو شده و اتاق نامرتبم رو بدتر نشون میده ...خودم کنار این جزوه ها خوابیدم.اصلن حس خوندن نیست...

مغزم پر از افکار مزخرف و پوچ هست .شاید واسه این میگم مزخرف که هنوز با این افکار کنار نیومدم.افکاری که شاید همه ی ادما داشته باشن ولی خیلی زود باهاش کنار میان.

دارم به اخرین فیلمی که دیدم فکر میکنم یا شایدم اخرین کتابی که خیلی وقت پیش خوندم...شایدم به هیچکدوم از اینا فکر نکنم...به خدا فکر می کنم...به مذهب...به اینکه این همه دین مختلف از کجا اومدن؟

کاش میتونستم باور کنم دین ساخته دست بشر نیست...به گذشته بر میگردم.چه ادم مذهبی بودم؟چه جوری شد که تغییر کردم؟با خوندن چند تا کتاب ؟شاید ما ادما نباید خیلی چیزا رو بدونیم.شاید هر چی نادون تر و نفهم تر باشیم بهتر میتونیم به زندگی خودمون ادامه بدیم




foot pain
شنبه 18 شهریور 1396 05:13 ب.ظ
Heya i am for the first time here. I came across this board and I find It really
useful & it helped me out a lot. I'm hoping to provide one thing again and aid others like
you helped me.
feet pain
شنبه 18 شهریور 1396 07:43 ق.ظ
You could certainly see your skills within the work you write.
The sector hopes for even more passionate writers such as you who are not afraid to
say how they believe. Always follow your heart.
http://joelprudencio.wordpress.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 01:55 ق.ظ
Awesome article.
manicure
چهارشنبه 23 فروردین 1396 05:20 ق.ظ
Good post! We will be linking to this particularly great
post on our website. Keep up the good writing.
سارا
چهارشنبه 5 تیر 1387 12:06 ق.ظ
بالاخره مودم نصب كردنو یاد گرفتم چه آسونم بوده من نمیدونستم..مزی جون آپ میكنی خبر بده جیگر...اوكی...
راستی یه آهنگ واسه ات خصوصی فرستادم بزارش رو وبت البته اگه خوشت اومد...اصلن نمیخواد كاریش كنی همینو یه راست بزار تو تنظیمات آهنگ وب...اوكی
سارا
چهارشنبه 5 تیر 1387 11:06 ق.ظ
مژی چون تعداد كلمات زیاد بود مجبور شدم نصفشو كات بدم این مطلب پایینی رو بعد از اون زیریش بخون
سارا
چهارشنبه 5 تیر 1387 11:06 ق.ظ
مثلا اون كه اصلن دینو مذهبو آخوندا رو قبول نداره اما گاهی اوقات میگه من یه دختر رو واسه همسری میخوام كه نجیب و مومن باشه..
منم اون شب در مورد همین موضوع بهش گفتم تو كه دین ومذهب رو قبول نداری چرا میگی دختر نجیب میخوام و بهش گفتم حرفات دوگانگی داره اونم انكار میكرد...خلاصه كلی در مورد مسائل كشور آخوندها و دین و مذهب بحث كردیم كه هیچ كدوم به حرف یكی دیگه قانع نشدیم...آخر همه بحث ها همینه مژی جون...

اینو قبول دارم كه بعضی چیزها رو ندونی ...آرامش ذهنی بیشتری داری..
سارا
چهارشنبه 5 تیر 1387 11:06 ق.ظ
سلام مژی جونم خوبی منم مثه تو شدم پشت تلفن هم بهت گفتم چند روزه ذهنم همین الكی مغشوش شده كه تا حدودی عصبیم كرده ...پستت جالب بود راستش منم باهات موافقم ما آدما موقعی كه بایستی زود باور باشیم نیستیم و موقعی كه باید یه چیزی رو درك نكنیم براحتی به خودمون میقبولونیم كه آره این حقیقت داره...
همین دو سه شب پیش بود كه در مورد مذهب و دین و اسلام با داداشم كلی بحث كردم
اعتقاداتمون به كلی با هم متفاوت بود ....
حامد
سه شنبه 4 تیر 1387 10:06 ق.ظ
سالها پیش یه كتاب از نوشته های ماكشیم گورگی خوندم یه نویسنده با افكار عجیب و غریب. مفاهیم عمیق اعتقادی رو با طرح داستانهای ساده ی اجتماعی زیر سوال میبره و میدونین یه جمله عجیبش هنوز یادمه. ©خدا را فكر بشر ساخته است©
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر