حرفی از جنس همه چی http://mojdeh1366.mihanblog.com 2020-09-23T20:02:02+01:00 text/html 2012-02-10T21:54:34+01:00 mojdeh1366.mihanblog.com مژده انتظار http://mojdeh1366.mihanblog.com/post/121 <P>دلم هوای مجردی رو کرده نه این که اون موقع هم کار خاصی میکردما همون موقع هم هیچ غلطی نمیکردم.</P> <P>اما خب مجردی کلن یه فاز دیگه ایه</P> <P>همین که همیشه منتظری</P> <P>منتظر اتفاق خوب اما ازدواج که میکنی انگار همه چی تموم میشه</P> <P>البته واسه من اینجوریه ها وگرنه اگه پولدار باشی تازه اول زندگیته</P> text/html 2012-02-10T10:45:00+01:00 mojdeh1366.mihanblog.com مژده ای خدا http://mojdeh1366.mihanblog.com/post/120 <P>ای خدا دیگه خسته شدم</P> <P>بابا ادم ازدواج میکنه واسه چی؟</P> <P>که همش سرش نق بزنن یا به قول خودمون بهش منگه بدن؟</P> <P>بچه رو بگیر -عوضش کن- این مانتو بهت نمیاد-اگه الان ماشین داشتیم...-چرا خونه رو جمع نمیکنی؟</P> <P>ای خدا من دلم میخواد برم خرید</P> <P>مسافرت </P> <P>لع<U>نت به ای کشور&nbsp; <STRONG>که با مانتو باید بری کنار دریا</STRONG></U></P> text/html 2012-01-05T20:08:15+01:00 mojdeh1366.mihanblog.com مژده منت کشی http://mojdeh1366.mihanblog.com/post/119 <P>از دیشب تا حالا با هام حرف نمیزنه.<IMG src="http://www.mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/32.gif">واسه این که دیشب که خواب بوده روی کاناپه من بیدارش کردم و اغفالش </P> <P>کردم و کشیدمش تو تخت پیش خودم <IMG src="http://www.mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/10.gif">. اخه سرما خورده بود .میخواست جدا بخوابیم منم که تنهایی خوابم نمیبره </P> <P>اومدم به زور بردمش تو تخت اما خب هر کاری کردم نذاشت تو بقلش بخوابم <IMG src="http://www.mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/17.gif">.</P> text/html 2012-01-04T21:22:31+01:00 mojdeh1366.mihanblog.com مژده یاد اون روزا بخیر http://mojdeh1366.mihanblog.com/post/118 <P>اول از همه چیز دلم واسه یه خواب بی دغدغه تنگه</P> <P>واسه مامانه تو زمان مجردی</P> <P>واسه دانشگاه</P> <P>هیجان</P> <P>عاشقی</P> <P>...</P> <P>&nbsp;</P> text/html 2010-06-15T08:38:09+01:00 mojdeh1366.mihanblog.com مژده برای سبز ها http://mojdeh1366.mihanblog.com/post/117 من اعتراف می‌کنم به قتل، حمل اسلحه<br> به ارتباط اجنبی، به سازش و مسامحه<br> من اعتراف می‌کنم به ننگ سرسپردگی<br> به اغتشاش و مفسده، به شرب خمر و هرزگی<br> من اعتراف می‌کنم به انقلاب مخملی<br> به کودتای موسوی علیه بیت رهبری<br> من اعتراف می‌کنم که خاتمی منافق است<br> و شیخ هم طبیعتا خرابکار و فاسق است<br> و اعتراف می‌کنم به صاف بودن زمین<br> به روز بودن شب و یسار بودن یمین<br> من اعتراف می‌کنم که جان‌نثار رهبرم<br> که قتل این همه جوان نبوده کار رهبرم<br> من اعتراف می‌کنم که شب سفید بود و من<br> اگر سیاه دیدمش خطای دید بود و من<br> من اعتراف می‌کنم که اشتباه کرده‌ام<br> و عمر خویش بی‌جهت چنین تباه کرده‌ام<br> من اعتراف می‌کنم تعفن لباس من<br> زکار خویش بوده من خودم خراب کرده‌ام<br> فقط مرا تمیز کن، مجال یک وضو بده<br> من اعتراف می‌کنم هوای ‌آب کرده‌ام<br> من اعتراف می‌کنم نه بطری و نه کابل بود<br> نه سقف بود و پنکه و نه پیچش طناب بود<br> من اعتراف می‌کنم که قرص‌ها توهم است<br> و فرد خائنی چو من نه لایق ترحم است<br> من اعتراف می‌کنم فقط کمی امان بده<br> به دوستان گشنه‌ام فقط یه لقمه نان بده<br> من اعتراف می‌کنم تو رو خدا فقط بزن<br> چه کار کرده مادرم؟ چه کار کرده پیرزن<br> من اعتراف می‌کنم فقط نگو به دخترم<br> در این یکی دوماه من چه آمدست بر سرم<br>.<br>شاعر:؟<br> text/html 2010-06-08T14:01:24+01:00 mojdeh1366.mihanblog.com مژده كار و تلاش مضاعف http://mojdeh1366.mihanblog.com/post/116 اقای رئیس جمهور از همان ابتدای سال موضع خودش رو در باره&nbsp; سال كار و همت مضاعف روشن كرد :<br><br>رییس جمهور: شعار دو بچه كافی است را قبول ندارم <br><br>اما این كه بعضی از مردم به این موضوع چطور نگاه میكنن خیلی جالب و تاسف اوره:<br><br>به نقل از یك كارمند سپاه كه بدبختانه از اقوام شوهر بنده میباشد اوردن بچه زیاد برای ترویج شیعه است <br><br>و اینكه چقدر سنی ها در این امر پیشرفت داشتندو در ضمن در هر خونه افغانی كه باز میشه&nbsp; 22تا بچه میریزه بیرون<br><br><br><br><br> text/html 2010-06-02T10:46:22+01:00 mojdeh1366.mihanblog.com مژده همیجوری http://mojdeh1366.mihanblog.com/post/115 سلام.وای كه چقدر دلم برای اینجا تنگ شده بود .خیلی خیلی وقته كه مطلبی ننوشتم . راستش یه جورایی خجالت میكشم اینجا هر مطلبی رو بنویسم .البته منظورم هر مطلبیه .اخه میدونین دوستام و بعضی از اقوام ادرس اینجا رو دارن خب منم نمیتونم زیاد غیبت كنم یا حرف ناجوری...<br><br>خب بگذریم .راستش نمیدونم هنوز كسی به اینجا سر میزنه یا نه اما فكر نكنم .<br>دوست دارم بگم برام دعا كنین...<br> text/html 2010-02-07T11:10:50+01:00 mojdeh1366.mihanblog.com مژده اعتراض http://mojdeh1366.mihanblog.com/post/114 سلام 22 بهمن هم نزدیکه .ای کاش توی شهر بزرگتری بودم ولی از اینجا هم میشه اعتراض رو به نمایش گذاشت.<br><br><br>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <img src="http://www.mihanupload.com/images/qbi0vfet5zo3ik8f2izc.jpg" alt="" vspace="0" align="baseline" border="0" hspace="0"> text/html 2010-01-14T09:35:37+01:00 mojdeh1366.mihanblog.com مژده عاشق با سیاست http://mojdeh1366.mihanblog.com/post/112 <font style="font-weight: bold;" size="2">بهم میگی سیاست داشته باشم .<br><br>اخه اگه سیاست داشتم كه تو رو انتخاب نمیكردم!!!</font><br> text/html 2010-01-12T09:13:51+01:00 mojdeh1366.mihanblog.com مژده اگه جای من بودی چی کار میکردی؟ http://mojdeh1366.mihanblog.com/post/111 <font size="2"><span style="font-weight: bold;">به این نتیجه رسیدم که ادم باید یه جاهایی تسلیم بشه و از حقش بگذره . خودم میدونم که تا&nbsp; شش ماه پیش به این</span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">موضوع میخندیدم. اما اگه شمل جای من بودید چی کار میکردید؟</span><br style="font-weight: bold;"><br><span style="font-weight: bold;">خب راستش یه بار یه جایی خوندم که اگه یه نفر میخواد بهت تجاوز کنه و تو هم هیچ راه فراری نداری لازم نیست که</span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">سر و صدا کنی و کارای دیگه اخه هیچکی نیست که به دادت برسه در عوض سعی کن از ماجرا لذت ببری.</span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">خیلی خب میدونم که این موضوع هیچ ربطی به بحث مون نداشت اما همینجوری گفتم .</span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">خب هر چیز با ارزشی هزینه ای داره و مجانی به دست نمیاد بنابراین باید بعضی چیزا رو نادیده بگیریم تا اون </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">چیزی رو که واسمون خیلی ارزشمنده رو بدست بیاریم.</span></font><br> text/html 2009-12-31T14:27:30+01:00 mojdeh1366.mihanblog.com مژده بازار برده فروشان http://mojdeh1366.mihanblog.com/post/110 به کدام گناه نکرده<br><br>فروخت مرا <br>به&nbsp; چشمان هرزه ی <br><br>سیاست و دین<br>در این بازار:<br>که فاحشه هایش چادر به سر داشتند<br>و نماز می خواندند<br>و نگاه کثیفشان را به تار مویی می بستند <br><br>من همان برده بودم که چه ارزان فروختی<br>...<br> text/html 2009-12-23T15:33:12+01:00 mojdeh1366.mihanblog.com مژده اخرین بازمانده http://mojdeh1366.mihanblog.com/post/109 شعر سیمین بهبهانی برای در گذشت ایت الله منتظری:<br> <br> <p class="spip"><strong class="spip">واگشتنش را دوست دارم</strong></p> <p class="spip">مردی كه دامان شریفش</p> <p class="spip">پاكیزه تر از آسمان بود</p> <p class="spip">درقطره اشکش محبت</p> <p class="spip">تابیده چون رنگین كمان بود</p> <p class="spip">با همت وارستگی ها</p> <p class="spip">درمنتهای خستگی ها</p> <p class="spip">آیات مهر و حكم عدلش</p> <p class="spip">تامرزبی مرزی روان بود</p> <p class="spip">بخشید معنا راتكامل</p> <p class="spip">چونان كه بخشد غنچه را گل</p> <p class="spip">زیراوجودش نیم ِ دیگر</p> <p class="spip">ازخطه ی نیم ِ جهان بود</p> <p class="spip">واگشتنش را دوست دارم</p> <p class="spip">برتوبه حرمت می گزارم</p> <p class="spip">هرچند بنیانی دگررا</p> <p class="spip">خودازنخستین بانیان بود!</p> <p class="spip">اوماند و آن درهای بسته</p> <p class="spip">با آن دل از جور خسته</p> <p class="spip">درهرسخن باهركلامی</p> <p class="spip">هرخسته را تاب و توان بود</p> <p class="spip">بافقر، صاحب جاه بودن</p> <p class="spip">دركنج عزلت، شاه بودن</p> <p class="spip">آیین انسانی گر این است</p> <p class="spip">این فخر انسان آن چنان بود</p> <p class="spip">مكتب به مسند وانهشتن</p> <p class="spip">ازبهره ی دنیا گذشتن</p> <p class="spip">درخوردهربی دست و پا نیست</p> <p class="spip">آن كس كه این شد ، قهرمان بود</p> <p class="spip">اسطوره یی از استواری</p> <p class="spip">اعجوبه ای درمهرویاری</p> <p class="spip">هرگزنمرده ست و نمیرد</p> <p class="spip">مردی كه سرتاپاش جان بود</p> <p class="spip"><img src="http://iranfemschool.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-470e9.gif" alt="-" style="height: 11px; width: 8px;" class="" width="8" height="11">&nbsp;<strong class="spip">سیمین بهبهانی</strong> <br><img src="http://iranfemschool.com/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-470e9.gif" alt="-" style="height: 11px; width: 8px;" class="" width="8" height="11">&nbsp;30 آذر 88</p> text/html 2009-12-19T12:36:48+01:00 mojdeh1366.mihanblog.com مژده یادش بخیر http://mojdeh1366.mihanblog.com/post/108 سلام<br><br>اخه چرا؟<br>چرا همش میگم <font size="3"><span style="font-weight: bold;">یادش بخیر</span></font>؟<br> text/html 2009-11-25T11:37:55+01:00 mojdeh1366.mihanblog.com مژده بهترین خونه دنیا http://mojdeh1366.mihanblog.com/post/107 بازم سلام<br><font size="2">عجب روزهای<span style="font-weight: bold;"> كسالت اوری</span><br>با این كه هوا زیاد سرد نیست دستام یخ زده <br>&nbsp;<br>مامان هم همش فكر خرید جهیزیه هست<br>منم ناراحت از اینكه می خوام از خونمون برم<br>برم یه&nbsp; خیابون پایین تر<br>راه زیادی نیست<br>اما دلم برای خونمون تنگ میشه<br>وای هنوز هیچی نشده دلم داره تنگ میشه<br>دلم برای بهترین خونه دنیا تنگ میشه<br>و بهترین بابا و مامان دنیا<br>دلم تنگ میشه واسه كل كل با داداشم <br>واسه فوتبال دیدن<br>واسه قر زدنای مامان<br>وای چه پایان غم انگیزی</font><br> text/html 2009-11-18T19:30:41+01:00 mojdeh1366.mihanblog.com مژده این خوبه یا بد؟؟؟؟؟؟؟ http://mojdeh1366.mihanblog.com/post/106 <font size="2"><span style="font-weight: bold;">ازدواج كردن هم دردسری ها</span></font><br><font size="2">نمیدونی به حرف كی گوش بدی .مخصوصن اگه خونواده دختر و پسر با هم زمین تا اسمون فرق داشته باشن.(مثل من ).<br><br><br>به جای سریال ویكتوریا باید بشینم برنامه سمت خدا رو نگاه كنم. سر ساعتی كه اذان گفتند باید بلند بشی و نماز بخونی .هیچ عذری پذیرفته نیست.ای كاش <a href="http://anidalton.blogfa.com/" target="" title="">دختر ترشیده</a> با حرفای من به مجرد بودن خودش افتخار كنه.از همه بدتر <br>نصیحت های مادر شوهر در باب حجاب.<br><br>اما خب همش هم بد نیستا همین كه دارم با عشقم و كسی كه خودم انتخابش كردم زندگی میكنم یه عالمه خوبه.<br>خوشحالم كه با عشقم زندگی میكنم.</font><br>